Feed on
نوشته ها
دیدگاه‌ها

سپاه پاسداران در ساعت ۲ بامداد ۱۹/۱۰/۶۵ عملیات کربلا۵ را با رمز ” یا زهرا(س) ” درمنطقه شرق بصره آغاز کرد. تاخیر در واکنش دشمن نشان‌دهنده حضور نیروهای عراقی در منطقه فاو و آمادگی آن‌ها برای حمله به فاو و باز پس گیری آن بود.

رزمنده‌گان سپاه پاسداران با تاکتیک ویژه توانستند از موانع آبی بسیار که بر سر راه بود عبور کنند و خود را به کانال ماهی برسانند و این مسئله تعجب فرماندهان عراقی را برانگیخته بود چرا که فاصله کانال ماهی تا بصره تقریبا ۱۲ کیلومتر و از آن‌جا ساختمان‌های بصره با دوربین مشخص بود.

این عملیات عراق و حامیانش را به وحشت انداخته بود زیرا ایران ۱۲ روز پس از فتح فاو توانسته بود با عملیات گسترده‌ای دیگر ضربه سنگین دیگری را بر عراق وارد نماید.

سپاه به پیشروی‌های خود در این عملیات تا آن‌جا ادامه داد که توانست منطقه شماره یک دیدبانی لشکر ۱۱ عراق را فتح نماید و این مسئله باعث شد صدام دستورالعمل جدیدی را صادر نماید و آن چیزی نبود جز دستور استفاده از سلاح شیمیایی. پس از این دستور صدام عراقی‌ها بصورت نامحدود از سلاح‌های شیمیایی استفاده کردند و هیچ چیز جز جلوگیری از رسیدن ایران به بصره برایشان اهمیت نداشت.

از طرفی کویت و عربستان هم بیش از پیش احساس خطر کرده بودند و از رسیدن ایران به بصره ترسیده بودند برای همین هر چه نیرو داشتند وارد منطقه کردند و در اختیار ارتش عراق گذاشتند بصورتیکه حدود ۱۳۵ تیپ و لشکر وارد منطقه شد. همچنین عدنان خیرالله وزیر دفاع عراق در گزارشی به صدام اعلام می‌کند ما بیش از ۲۰۰۰ لوله توپ آتش بر سر ایرانی‌ها ریختیم. برخی فرماندهان معتقدند اگر آن روز ما به پیشروی‌های خود ادامه می‌دادیم هیچ بعید نبود که عراق از سلاح میکروبی نیز در منطقه عملیاتی و حتی در شهرها استفاده کند و با این کار ما را مجبور به عقب نشینی کند.

اما در همین اوضاع و احوال اتفاقی می‌افتد که باعث می‌شود صدا و سیما عراق برنامه‌های خود را قطع کند و جشن و پایکوبی کند و آن چیزی نبود جز خبر شهادت حاج حسین خرازی فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین(ع). این خبر بیش از همه باعث خوشحالی ماهر عبدالرشید فرمانده لشکر ۵ زرهی عراق شد چرا که نبرد این دو فرمانده در عملیات‌های مختلف بسیار سخت بود و همیشه حسین خرازی با اقتدار پیروز می‌شد.

کربلای۵ اگرچه به تمامی اهداف از پیش تعیین شده نرسید اما باعث شد بازپس گیری فاو دو سال به تاخیر بیفتد و همچنین شورای امنیت اولین قطعنامه را صادر کند که ایران امیدی به دریافت غرامت داشته باشد و همچنین مسئولین سیاسی جهان به سمت ایران سرازیر شدند تا به نوعی ایران را از ادامه جنگ منصرف کنند و نگذارند بیش از این عراق تجاوزکار تنبیه شود.

در عملیات کربلای ۵ لشکرهای ۱۴ امام حسین(ع) به فرماندهی حسین خرازی، ۸ نجف اشرف به فرماندهی احمد کاظمی، ۷ ولیعصر به فرماندهی رئوف‌نژاد، ۳۳ المهدی به فرماندهی سردار اسدی، ۳۱ عاشورا به فرماندهی شریعتی، ۴۱ ثارالله به فرماندهی سردار سلیمانی، ۱۹ فجر به فرماندهی نبی رودکی، ۲۵ کربلا به فرماندهی مرتضی قربانی و تیپ ۵۷ حضرت ابالفضل به فرماندهی نوری حضور داشتند.

پاورقی:
کربلای ۵ یعنی فقط و فقط حسین خرازی. البته فتح المبین هم فقط و فقط احمد متوسلیان بود (البته منظورم فرماندهی این دو عزیز در جنگ بود). راهشون پر رهرو

چرا فلسطین!؟

بیش از نیم قرن است که جهان عرب به‌ویژه فلسطین در بحرانی شدید و طاقت فرسا فرو رفته است که نه تنها افکار میلیون‌ها مسلمان عرب بلکه ذهن بیش از یک میلیارد جمعیت مسلمان جهان را به خود مشغول داشته است. از هنگامی که نقشه‌ی تاسیس کشوری به نام اسرائیل در قلب خاورمیانه با هم‌دستی استعمارگران به اجرا در آمد و به قتل عام، آوارگی، اخراج و تبعید مردم ستمدیده فلسطین انجامید، جز ویرانی، نسل‌کشی، نفاق افکنی میام ممالک عرب چیز دیگری به بار نیاورد.

صهیونیسم از اواخر قرن نوزدهم در عرصه بین المللی ظاهر شده و نقش امپریالیستی خود را همچنان ایفا می‌کند تا جایی که مفهوم امپریالیست را نمی‌توان جدا از صهیونیسم تصور کرد.

خاورمیانه سالیان متمادی است که به لحاظ موقعیت سوق‌الجیشی، وجود منابع عظیم نفتی و دیگر منابع زیرزمینی، کانال سوئز و … مورد توجه جهان‌خواران بوده و بدان دست یازی می‌کنند، آنان شب و روز در تلاشند تا منافع خود را بیش از پیش حفظ کنند و جای خود را مستحکم‌تر نمایند.

استعمارگران در خاورمیانه نقشه‌ای طرح کرده و آوارگی و دربدری یهودیان را بهانه قرار دادند و به سرزمین مقدس فلسطین چشم دوخته و با این دستاویز که یهودیان آواره باید وطنی داشته باشند، فلسطینیان را بیرون راندند و میهمان نا‌خوانده را جایگزین آنان کردند و آوارگی را نصیب مردم بی‌پناه فلسطین نمودند.

در پایان جنگ جهانی اول، بعد از فروپاشی حکومت عثمانی در ترکیه، ملت فلسطین به حق حاکمیت مجزا و مستقل خود در تمامی سرزمین فلسطین رسیده و به موجب قانون ۲۲ قرارداد جامعه ملل، جوامعی را که از ترکیه جدا شده بودند به عنوان “ملل مستقل موجود” به رسمیت شناخته بود. موضع اعراب که متکی به اصل حقوق بین الملل است، فلسطین را متعلق به فلسطینی‌ها دانست و برای اسرائیل در هیچ گوشه‌ای از این سرزمین حق حاکمیت قائل نگردید و البته که اشغال نظامی یک سرزمین نیز برای نیروی اشغالگر با عث بوجود آمدن حقی نمی‌شود و تحولات مداوم جهانی هم قادر به پذیرش این امر نخواهد شد و قابل تصور نیست که حقی در نتیجه اعمال زور و از طریق جنگ به دست آید.

کشور فلسطین در قرون متمادی به اعراب تعلق داشته است و فقط شمار کمی از یهودیان در آن‌جا سکونت داشتند و در پایان جنگ جهانی اول نزدیک به یک دوازدهم جمعیت کشور را تشکیل می‌دادند و با اعراب روابط خوبی داشتند.

آیا صرف ادعای صهیونیسم مبنی بر حقوق تاریخی یهودیان در فلسطین ارزش قانونی دارد؟ در اینجا پاسخ منفی است، زیرا که چنین ادعایی نمی‌تواند به یهودیان حق حاکمیت در سرزمینی را بدهد که از قرن بیست به این سو متعلق به آنان نبوده است.

وعده بالفور(۱) هم نمی‌تواند برای یهودیان ایجاد حق کند، زیرا کسی که چیزی را می‌بخشد باید قبلا مالک آن باشد. در مورد قطعنامه ۲۹ نوامبر ۱۹۴۸ مجمع عمومی سازمان ملل دایر بر تقسیم فلسطین به دو بخش یهودی نشین و عرب نشین نیز صادق است، چرا که سازمان ملل هیچ نوع حاکمیتی بر فلسطین نداشت تا فلسطین را تقسیم کند.

دولت یهود از راه زور در سرزمینی مستقر شده است که متعلق به او نیست و عمل غصبانه اسرائیل هم هیچگاه مورد تایید اعراب نبوده و نخواهد بود.

بعد از آن‌که آمریکا وارث استعمار انگلیس و فرانسه شد و خود را قیم ملل ستمدیده و زجرکشیده قلمداد کرد، صهیونیسم نیز که هسته اصلی و مرکزی آن در آمریکا قرار دارد، همگام با او وارد صحنه چپاولگری در سطح جهانی شد و به‌خاطر پیش‌برد اهداف ناصواب خویش دست به توطئه‌گری و ایجاد آشوب و بلوا در گوشه و کنار جهان زد. طرح تاسیس کشوری به نام اسرائیل در سرزمین فلسطین را انگلیس ریخت و اجرای آن را صهیونیسم بین الملل بر عهده گرفت و در نتیجه یهودیان سرگردان که به نص صریح قرآن، مهر ذلت و خواری بر پیشانی‌شان زده شده است(۲) جانشین ناحق ملت اصیل فلسطین گشتند.

اسرائیل مانند یک بیماری مسری است که باید آن را ریشه کن ساخت و یا گذاشت تا نهال وجود انسان‌ها را ریشه کن سازد. در هر کجا که صهیونیسم نفوذ پیدا کند جنایت پیشگی هم با او همراه است و فقط در خاورمیانه خلاصه نخواهد شد.

تنها راه باقیمانده که نتایج سودمندی به بار می‌آورد و ملت فلسطین را به هدف اصلی خود که همان استقلال واقعی و پایان بخشیدن به حکومت اسرائیل اشغالگر است می‌رساند، اتحاد و همبستگی امت عرب می‌باشد که در صورت بروز چنین امری پیروزی از آن اعراب به‌ویژه ملت مظلوم فلسطین خواهد بود و دیگر حکومتی به نام حکومت اسرائیل وجود خارجی نخواهد داشت.

اگر دنیای عرب با اتحاد و همبستگی خویش تحت یک رهبری منسجم و سیاست ملی مستقل درآید، ابر‌قدرت‌ها نخواهند توانست خط مشی سیاسی اعراب را دیکته کنند ولی تا زمانی که اعراب متحد نشوند و قدرت طلبی و خودخواهی زمامدارانشان مهار نگردد، نخواهند توانست بر استعمار شرق و غرب به‌ویژه اسرائیل پیروز شوند و این بلای بزرگ را از سر خود برطرف کنند.

منابع:
۱) آرتور جمس بالفور وزیر انگلیس بود که در سال ۱۹۱۷ طی نامه‌ای به لرد روچیلد، نایب رئیس کانون نمایندگان انگلیس، مژده تشکیل وطن ملی یهود را داد.
۲)آیه ۶۱ سوره بقره

پی نوشت:
روز دوشنبه تجمعی علیه جنایات رژیم صهیونیستی از ساعت ۱۰ صبح در میدان فلسطین اصفهان برگزار خواهد شد.

مرجع عکس و مدل